احمد مجد الاسلام كرمانى

299

سفرنامه كلات ( فارسى )

سوارها هم متابعت كرده اطراف شترها را حلقه‌وار محاصره كرده به طرف « نيك قلعه » راندند قريب هزار قدم كه رفتيم صداى ضجه زنى شنيده شد كه پاى برهنه ميدويد و ناله ميكرد ، حسن خان به خيال آنكه شايد ضعيفه عارض باشد و مطلبى داشته باشد كه مستلزم فايده باشد ، عنان اسب را كشيد تا ضعيفه برسد ، ولى بيچاره هيچ نميتوانست تلفظ نمايد چون متصل اشك ميريخت و حسن خان با كمال ملايمت با او صحبت ميكرد و دلدارى ميداد و ميگفت : « خواهر جان گريه نكن هر مطلبى داشته باشى من انجام مىدهم بسر حضرت اشرف تا كار تو را اصلاح نكنم از اينجا حركت نخواهم كرد ، خداوند وجود مقدس حضرت اشرف را براى احقاق حق مظلومين و اغاثه مهلوفين مقرر فرموده و نعمت وجود آن مجسمه عدل و داد را مخصوصا براى شما مردم خراسان فرستاده چون شما در پناه استان قدس امام عليه السلام هستيد بر تمام شيعيان مزيت داريد ، لهذا خداوند به باطن امام هشتم امام رضا « عليه آلاف التحية و الثنا » بر شما تفضل مخصوص فرموده و چنين حاكمى رئوف و خيرخواه و نوع‌پرست براى شما فرستاده كه در تمام عمر يك قطره عرق نخورده ، در هر هفته دو مرتبه بحرم مطهر مشرف مىشود و هر دفعه يك ساعت زيارت ميخواند يك ساعت هم گريه مىكند ، ماها هم نوكر او هستيم هر نوكرى حتما بايد تابع اخلاق اربابش باشد ، اگر اربابش مايل بظلم باشد ناچار نوكرش هم ظالم مىشود و اگر مثل ارباب ما عادل باشد ما هم مجبوريم به عدالت رفتار كنيم ، گذشته از مقام نوكرى ، شخص من از طايفه جليله شاهسون و از بنى اعمام حضرت اشرف هستم ، فضيلت سلسله جليله شاهسون را احدى منكر نيست و شايد در تمام اين طايفه كه زياده از يك كرور در تمام خاك ايران هستند ده نفر ظالم پيدا نميشود و اينكه تاكنون دولت حريص روس نتوانسته است حدود آذربايجانرا تصرف نمايد فقط به اين جهت است كه طايفه شاهسون در اطراف اردبيل و صحراى مغان و خاك بتله سوار و آستارا كه سرحد روس و ايران است سكنى دارند و از غيرت و شهامت و رشادت و شجاعت آنها تمام روسيه متزلزل است و اغلب جوانان شاهسون به خاك روس ميتازند و اموال آنها را بغارت مىبرند و گاهى هم چند نفر را ميكشند و در ميان طوائف سرحدى شاهسون چندين هزار نفر هستند كه نه زراعت دارند نه گاو و گوسفند و فقط گذران آنها از دزدى اموال تبعه سرحدى روس است و دولت روس